خدمات تلفن همراه تبیان

مناسبت ها - قمری - 14 ربیع الاول - هلاکت هادى عباسى (170 ق)

هلاکت هادى عباسى (170 ق)

موسی‌ بن مهدی‌، معروف به "هادی‌ عباسی‌" در محرم سال 169 قمری‌ پس از مرگ پدرش "مهدی‌ عباسی‌" به عنوان چهارمین خلیفه عباسی‌، زمام امور مردم را به دست گرفت.
مادرش "خیزران" بود و پس از وفات مهدی‌ عباسی‌، چه در دستگاه خلافت هادی‌ و چه در دستگاه خلافت هارون، نقش به سزایی‌ داشت و نظر و گفتارش لازم الاجرا بود.
هادی‌، به هنگام مرگ پدرش مهدی‌، در گرگان به سر می‌‌برد و برادرش هارون برای‌ وی‌ از مردم بیعت گرفت و سپس او را از مرگ پدر و جانشینی‌ او باخبر کرد.
(1) در توصیف ظاهری‌ هادی‌ عباسی‌ گفته شد که وی‌ زیبا، بلند بالا و سفیدرو بود و در سنین جوانی‌ به خلافت رسید و پیش از او، کسی‌ در این سنین به خلافت نرسیده بود.
(2) مهدی‌ عباسی‌ )سومین خلیفه سلسله عباسیان( گرچه هادی‌ را ولی‌ عهد خود کرده بود ولی‌ در اواخر عمرش از این کار پشیمان شد و در صدد برآمد که به جای‌ وی‌، هارون را ولی‌ عهد خود کند.
هادی‌، به این أمر اهمیت نمی‌‌داد و خود را ولی‌ عهد می‌‌دانست.
سرانجام پدرش مُرد و نتوانست هارون را به جای‌ هادی‌ بنشاند.
به همین جهت، هنگامی‌ که هادی‌ به خلافت رسید، همیشه از برادرش هارون در ترس و هراس بود، که مبادا بزرگان دربار، وی‌ را عزل و هارون را به خلافت برگزینند.
هادی‌، تصمیم گرفت هارون را از ولایت عهدی‌ خویش عزل و به جای‌ وی‌ فرزند خود، جعفر را برگزیند.
وی‌، بر این تصمیم فشار زیادی‌ آورد و حتی‌ خود هارون را در ظاهر، موافق ساخت ولی‌ مادرشان "خیزران" به این أمر رضایت نداد و آن را برخلاف سفارش پدرشان مهدی‌ عباسی‌ و به زیان مصالح و منافع عباسیان دانست و بدین جهت با وی‌ مخالفت نمود.
درباریان، بزرگان و ریش سفیدان عباسی‌ دو دسته شدند: دسته‌ای‌ رأی‌ خلیفه را ترجیح داده و خواستار عزل هارون از ولایت‌عهدی‌ شدند و دسته‌ای‌ دیگر، خواستار ابقای‌ هارون در مقام ولایت عهدی‌ برآمدند.
" یحیی‌ بن خالد برمکی‌" که از صاحب نفوذان ایرانی‌ نژاد دستگاه خلافت بود، با این تصمیم خلیفه، به شدت مخالفت ورزید و تلاش زیادی‌ به عمل آورد تا وی‌ را از عملی‌ کردن این تصمیم باز دارد.
هادی‌ عباسی‌ بر وی‌ خشم گرفت و او را زندانی‌ نمود.
امّا پس از مدتی‌، از تصمیم خویش برگشت و برادرش هارون را مورد تفقد قرار داد و برای‌ خرسندی‌ و تأمین نظر وی‌، دستور داد یک میلیون دینار به وی‌ بپردازند و او مختار باشد تا از خزینه مالی‌ سلطنتی‌ هر چه می‌‌خواهد، برای‌ خویش بردارد و هم چنین مقرر کرد که نیمی‌ از باج و خراجی‌ که به بغداد می‌‌رسد، به وی‌ تعلق گیرد.
هادی‌، پس از آشتی‌ با برادرش هارون، به حدیثه موصل رفت و شورش مخالفان خویش را سرکوب کرد و سپس به بغداد برگشت.
هادی‌، در عیسی‌ آباد، واقع در شرق بغداد و در کنار رود دجله، کاخ مجلّلی‌ برای‌ خویش ساخت و هنگام اقامت در بغداد، در این کاخ زندگی‌ می‌‌کرد.
سرانجام در 23 سالگی‌ و به روایتی‌ در 26 سالگی‌، در شامگاه 14 ربیع الاوّل و شب پانزدهم این ماه، بدرود حیات گفت.
خلافتش کوتاه مدت بود و تنها چهارده ماه دوام یافت.
برادرش هارون بر وی‌ نماز گذارد و در همان کاخ دفنش نمود.
وی‌، دارای‌ نُه پسر و دو دختر بود.
نام یکی‌ از دختران وی‌، امّ عیسی‌ است که بعدها با پسر عمویش مأمون فرزند هارون ازدواج کرد.
(3) 1- تاریخ الیعقوبی‌، ج 2، ص 404؛ تاریخ ابن خلدون، ج 2، ص 319؛ روز شمار تاریخ اسلام )ماه محرم(، ص 149 2- البدایة و النهایة، ج 9-10، ص 169 3- تاریخ الیعقوبی‌، ج 2، ص 404؛ البدایة و النهّایة، ج 9-10، ص 168






لیست مناسبت ها مناسبت بعد مناسبت قبل بزرگتر کوچکتر 


دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,678,018,021