(نامه به معاویه در روزهاى آغازین بیعت، در سال 36 هجرى که واقدى در کتاب الجمل آن را آورد) از بنده خدا على امیر مؤمنان، به معاویه بن ابى سفیان پس از یاد خدا و درود مى دانى که من در باره شما معذور، و از آنچه در مدینه گذشت روى گردانم، تا شد آنچه که باید مى شد، و بازداشتن آن ممکن نبود. داستان طولانى و سخن فراوان است و گذشته ها گذشت، و آینده روى کرده است، تو و همراهانت بیعت کنید، و با گروهى از یارانت نزد من بیا، با درود.