خدمات تلفن همراه تبیان

نهج البلاغه تبیان - خطبه : 216 - حقوق متقابل رهبری و مردم و روابط سالم میان ایشان - ترجمه استاد دشتی


(از سخنرانیهاى امام علیه السّلام در صحراى صفین است)
1-حقوق اجتماعى
پس از ستایش پروردگار، خداوند سبحان، براى من، بر شما به جهت سرپرستى حکومت، حقّى قرار داده، و براى شما همانند حق من، حقّى تعیین فرمود:ه است، پس حق گسترده تر از آن است که وصفش کنند، ولى به هنگام عمل تنگنایى بى مانند دارد حق اگر به سود کسى اجرا شود، ناگزیر به زیان او نیز روزى به کار رود، و چون به زیان کسى اجراء شود روزى به سود او نیز جریان خواهد داشت. اگر بنا باشد حق به سود کسى اجراء شود و زیانى نداشته باشد، این مخصوص خداى سبحان است نه دیگر آفریده ها، به خاطر قدرت الهى بر بندگان، و عدالت او بر تمام موجوداتى که فرمانش بر آنها جارى است،
 ص 443
لکن خداوند حق خود را بر بندگان، اطاعت خویش قرار داده، و پاداش آن را دو چندان کرده است، از روى بخشندگى، و گشایشى که خواسته به بندگان عطا فرماید.
2-حقوق متقابل رهبرى و مردم
پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر کسى واجب نمى شود مگر همانند آن را انجام دهد. و در میان حقوق الهى، بزرگ ترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبى که خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پایدارى پیوند ملّت و رهبر، و عزّت دین قرار داد. پس رعیّت اصلاح نمى شود جز آن که زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى شوند جز با درستکارى رعیّت. و آنگاه که مردم حق رهبرى را اداء کنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت یابد، و راه هاى دین پدیدار و نشانه هاى عدالت بر قرار، و سنّت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس مى گردد. امّا اگر مردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیّت ستم کند، وحدت کلمه از بین مى رود، نشانه هاى ستم آشکار، و نیرنگ بازى در دین فراوان مى گردد، و راه گسترده سنّت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) متروک، هوا پرستى فراوان، احکام دین تعطیل، و بیمارى هاى دل فراوان شود. مردم از اینکه حقّ بزرگى فراموش مى شود، یا باطل خطرناکى در جامعه رواج مى یابد، احساس نگرانى نمى کنند پس در آن زمان نیکان خوار، و بدان قدرتمند مى شوند، و کیفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد بود. پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید، و نیکو همکارى نمایید. درست است که هیچ کس نمى تواند حق اطاعت خداوندى را چنانکه باید بگزارد، هر چند در به دست آوردن رضاى خدا حریص باشد، و در کار بندگى تلاش فراوان نماید، لکن باید به مقدار توان، حقوق الهى را رعایت کند که یکى از واجبات الهى، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، و بر پا داشتن حق، و یارى دادن به یکدیگر است. هیچ کس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دین بیشتر باشد، بى نیاز نیست که او را در انجام حق یارى رسانند، و هیچ کس گرچه مردم او را خوار شمارند، و در دیده ها بى ارزش باشد، کوچک تر از آن نیست که کسى را در انجام حق یارى کند، یا دیگرى به یارى او برخیزد. (پس یکى از یاران به پاخاست و با سخنى طولانى امام را ستود، حرف شنوایى و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود:) کسى که عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست، سزاوار است که هر چه جز خدا را کوچک شمارد.
 ص 445
و از او سزاوارتر کسى که نعمت هاى خدا را فراوان در اختیار دارد، و بر خوان احسان خدا نشسته است، زیرا نعمت خدا بر کسى بسیار نگردد جز آن که حقوق الهى بر او فراوان باشد.
3-روابط سالم و متقابل رهبر و مردم
مردم از پست ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برند آنها دوستدار ستایش اند، و کشور دارى آنان بر کبر و خود پسندى استوار باشد ، و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دوست دارم، و خواهان شنیدن آن مى باشم. سپاس خدا را که چنین نبودم و اگر ستایش را دوست مى داشتم، آن را رها مى کردم به خاطر فروتنى در پیشگاه خداى سبحان، و بزرگى و بزرگوارى که تنها خدا سزاوار آن است. گاهى مردم، ستودن افرادى را براى کار و تلاش روا مى دانند. اما من از شما مى خواهم که مرا با سخنان زیباى خود مستایید ، تا از عهده وظایفى که نسبت به خدا و شما دارم بر آیم، و حقوقى که مانده است بپردازم، و واجباتى که بر عهده من است و باید انجام گیرد اداء کنم، پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن مى گویند، حرف نزنید، و چنانکه از آدم هاى خشمگین کناره مى گیرند دورى نجویید، و با ظاهر سازى با من رفتار نکنید، و گمان مبرید اگر حقّى به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پى بزرگ نشان دادن خویشم، زیرا کسى که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود . پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خوددارى نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم  و از آن ایمن باشم نمى دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید. پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگارى نیست. او مالک ما، و ما را بر نفس خود اختیارى نیست. ما را از آنچه بودیم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد. به جاى گمراهى هدایت، و به جاى کورى بینایى به ما عطا فرمود:


با متن عربی بزرگتر کوچکتر 
نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 264 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 265 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 266 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 267





جستجو فراز بعد فراز قبل 

در باره ما   |  تماس با ما  |   نظرخواهی

دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,676,515,798