خدمات تلفن همراه تبیان

نهج البلاغه تبیان - خطبه : 109 - بیان قدرت خداوند و توصیف مرگ و قیامت - ترجمه استاد دشتی


(این خطبه با نام الزّهراء معروف است):
1-وصف قدرت پروردگار
همه چیز برابر خدا خاشع، و همه چیز با یارى او، بر جاى مانده است. خدا بى نیاز کننده هر نیازمند، و عزت بخش هر خوار و ذلیل، نیروى هر ناتوان، و پناهگاه هر مصیبت زده است. هر کس سخن گوید مى شنود، و هر که ساکت باشد اسرار درونش را مى داند، روزى زندگان بر اوست و هر که بمیرد به سوى او باز مى گردد. خدایا چشم ها تو را ندیده تا از تو خبر دهند، که پیش از توصیف کنندگان از موجودات، بوده اى. آفرینش براى ترس از وحشت تنهایى نبود، و براى سودجویى آنها را نیافریدى. کسى از قدرت تو نتواند بگریزد، و هر کس را بگیرى از قدرت تو نتواند خارج گردد، گناهکاران از عظمت تو نکاهند، و اطاعت کنندگان بر قدرت تو نیفزایند.
 ص 205
آن کس که از قضاى تو به خشم آید نتواند فرمانت را برگرداند، و هر کس که به فرمان تو پشت کند از تو بى نیاز نگردد. هر سرّى نزد تو آشکار و هر پنهانى نزد تو هویداست. تو خداى همیشه اى و بى پایان، و تو پایان هر چیزى، که گریزى از آن نیست. وعده گاه همه، محضر توست، و رهایى از تو جز به تو ممکن نیست، و زمام هر جنبنده اى به دست تو است، و به سوى تو بازگشت هر آفریده اى است. پاک و منزّهى اى خدا چقدر بزرگ و والاست قدر و عظمت تو، و چه بزرگ است آنچه را که از خلقت تو مى نگرم و چه کوچک است هر بزرگى در برابر قدرت تو، و چه با عظمت است آنچه را که از ملکوت تو مشاهده مى کنم، و چه ناچیز است برابر آنچه که بر ما نهان است از سلطنت تو، و چه فراگیر است در این جهان نعمت هاى تو، و چه کوچک است نعمت هاى فراوان دنیا در برابر نعمتهاى آخرت.
2-وصف فرشتگان
شگفت آور است آفرینش فرشتگان تو که گروهى از آنها را در آسمان ها سکونت دادى و از زمین بالا برده اى. آنها از همه آفریدگان نسبت به تو آگاه ترند، و بیشتر از همه نسبت به تو بیمناکند، و به تو نزدیک ترند. فرشتگانى که در پشت پدران قرار نگرفته و در رحم مادران پرورش نیافته اند، و از آبى پست خلق نشده اند، و ناراحتى و مشکلات زندگى آنان را پراکنده نساخته. آنها با مقام و مرتبتى که دارند، و از ارزشى که در نزد تو برخوردارند، و آنگونه که تو را دوست دارند، فراوان تو را اطاعت مى کنند که اندک غفلتى در فرمان تو ندارند. اگر آنچه بر آنان پوشیده است بدانند، همه کارهاى خود را کوچک و ناچیز مى شمارند، و بر خویش ایراد مى گیرند، و مى دانند آنگونه که باید، تو را عبادت نکرده اند، و آن چنان که سزاوار توست فرمانبردار نبودند.
3-نعمتهاى خداوند و سوء استفاده ها
خدایا ستایش تو را سزاست، که آفریننده و معبودى، و بندگان را به درستى آزمایش کردى. خانه آخرت را آفریدى و سفره رنگارنگ نعمت ها را گستراندى، و در آن انواع نوشیدنى، خوردنى، همسران، میهمانداران، قصرها، نهرهاى روان، میوه ها و کشتزاران، قراردادى. سپس پیامبرى را فرستادى تا انسان ها را به آن خانه و نعمت ها دعوت کند. افسوس که مردم نه آن دعوت کننده را اجابت کردند، و نه به آنچه تو ترغیبشان کردى رغبت نشان دادند، و نه به آنچه تو تشویقشان کردى مشتاق شدند. بر لاشه مردارى روى آوردند که با خوردن آن رسوا شدند، و در دوستى آن همداستان گردیدند.
4-خطر عشق و وابستگى هاى دروغین
هرکس به چیزى عشق ناروا ورزد، نابینایش مى کند، و قلبش را بیمار کرده، با چشمى بیمار مى نگرد، و با گوشى بیمار مى شنود. خواهش هاى نفس پرده عقلش را دریده، دوستى دنیا دلش را میرانده است، شیفته بى اختیار دنیا و برده آن است و برده کسانى است که چیزى از دنیا در دست دارند.
 ص 207
دنیا به هر طرف برگردد او نیز بر مى گردد، و هرچه هشدارش دهند از خدا نمى ترسد. از هیچ پند دهنده اى شنوایى ندارد، با اینکه گرفتار آمدگان دنیا را مى نگرد که راه پس و پیش ندارند و در چنگال مرگ اسیرند. مى بیند که آنها بلاهایى را که انتظار آن را نداشتند بر سرشان فرود آمد و دنیایى را که جاویدان مى پنداشتند از آنها جدا شده و به آنچه در آخرت وعده داده شده بودند خواهند رسید، و آنچه بر آنان فرود آید وصف ناشدنى است.
5-وصف چگونگى مرگ و مردن
سختى جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیا پرستان هجوم آورد. بدن ها در سختى جان کندن سست شده و رنگ باختند، مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز مى دارد، و او در میان خانواده اش افتاده با چشم خود مى بیند و با گوش مى شنود و با عقل درست مى اندیشد که عمرش را در پى چه کارهایى تباه کرده  و روزگارش را چگونه سپرى کرده به یاد ثروت هایى که جمع کرده مى افتد، همان ثروت هایى که در جمع آورى آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناک گرد آورده و اکنون گناه جمع آورى آن همه بر دوش اوست که هنگام جدایى از آنها فرا رسیده، و براى وارثان باقى مانده است تا از آن بهرمند گردند، و روزگار خود گذرانند. راحتى و خوشى آن براى دیگرى و کیفر آن بر دوش اوست، و او در گرو این اموال است که دست خود را از پشیمانى مى گزد به خاطر واقعیّت هایى که هنگام مرگ مشاهده کرده است. در این حالت از آنچه که در زندگى دنیا به آن علاقمند بود بى اعتنا شده آرزو مى کند، اى کاش آن کس که در گذشته بر ثروت او رشک مى برد، این اموال را جمع کرده بود. اما مرگ هم چنان بر اعضاى بدن او چیره مى شود، تا آن که گوش او مانند زبانش از کار مى افتد، پس در میان خانواده اش افتاده نه مى تواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشنود، پیوسته به صورت آنان نگاه مى کند، و حرکات زبانشان را مى نگرد اما صداى کلمات آنان را نمى شنود، سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا مى گیرد، و چشم او نیز مانند گوشش از کار مى افتد، و روح از بدن او خارج مى شود، و چون مردارى در بین خانواده خویش بر زمین مى ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند، و از او دور مى شوند. نه سوگواران را یارى مى کند و نه خواننده اى را پاسخ مى دهد، سپس او را به سوى منزلگاهش در درون زمین مى برند، و به دست عملش مى سپارند و براى همیشه از دیدارش چشم مى پوشند.
6-وصف رستاخیز و زنده شدن دوباره
تا آن زمان که پرونده این جهان بسته شود، و خواست الهى فرا رسد، و آخر آفریدگان به آغاز آن بپیوندد، و فرمان خدا در آفرینش دوباره در رسد.
 ص 209
آنگاه آسمان را به حرکت آورد و از هم بشکافد، و زمین را به شدت بلرزاند، و تکان سخت دهد، که کوه ها از جا کنده شده و در برابر هیبت و جلال پروردگارى بر یکدیگر کوبیده و متلاشى شده و با خاک یکسان گردد. سپس هر کس را که در زمین به خاک سپرده شده، در آورد، و پس از فرسودگى تازه شان گرداند، و پس از پراکنده شدن، همه را گرد آورد، سپس براى حسابرسى و روشن شدن اعمال از هم جدا سازد. آنها را به دو دسته تقسیم فرماید: به گروهى نعمت ها دهد و از گروه دیگر انتقام گیرد. اما فرمانبرداران را در جوار رحمت خود جاى دهد و در بهشت جاویدان قرار دهد ، خانه اى که مسکن گزیدگان آن هرگز کوچ نکنند و حالات زندگى آنان تغییر نپذیرد، در آنجا دچار ترس و وحشت نشوند، و بیمارى ها در آنها نفوذ نخواهد کرد، خطراتى دامنگیرشان نمى شود، و سفرى در پیش ندارند تا از منزلى به منزل دیگر کوچ کنند. و امّا گنه کاران را در بدترین منزلگاه در آورد، و دست و پاى آنها را با غل و زنجیر به گردنشان در آویزد، چنانکه سرهایشان به پاها نزدیک گردد، جامه هاى آتشین بر بدنشان پوشاند، و در عذابى که حرارت آتش آن بسیار شدید و بر روى آنها بسته، و صداى شعله ها هراس انگیز است قرار دهد.
 جایگاهى که هرگز از آن خارج نگردند، و براى اسیران آن غرامتى نپذیرند، و زنجیرهاى آن گسسته نمى شود، مدّتى براى عذاب آن تعیین نشده تا پایان پذیرد و نه سر آمدى تا فرا رسد.
7-پارسایى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم )
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد. آن را خوار مى شمرد و در نزد دیگران خوار و بى مقدار معرّفى فرمود. و مى دانست که خداوند براى احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را براى ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) از جان و دل به دنیا پشت کرد، و یاد آن را در دلش میراند. دوست مى داشت که زینت هاى دنیا از چشم او دور نگهداشته شود، تا از آن لباس فاخرى تهیّه نسازد، یا اقامت در آن را آرزو نکند، و براى تبلیغ احکامى که قطع کننده عذرهاست تلاش کرد، و امّت اسلامى را با هشدارهاى لازم نصیحت کرد، و با بشارت ها مردم را به سوى بهشت فراخواند، و از آتش جهنّم پرهیز داد.
7-ویژگیهاى اهل بیت علیهم السّلام
ما از درخت سرسبز رسالتیم، و از جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستیم، ما معدنهاى دانش و چشمه سارهاى حکمت الهى هستیم. یاران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و کینه توزان ما در انتظار کیفر و لعنت خداوند به سر مى برند.


با متن عربی بزرگتر کوچکتر 
نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 110 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 111 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 112 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 113 نهج البلاغه مرکز طبع و نشر قرآن کریم صفحه 114





جستجو فراز بعد فراز قبل 

در باره ما   |  تماس با ما  |   نظرخواهی

دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,676,522,570