خدمات تلفن همراه تبیان

احکام تبیان - احکام روزه/ جاهایی که قضا و کفاره واجب است/ احکام روزه قضا - آیت الله العظمی امام خمینی

1694 - اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه های وقتی را که دیوانه بوده قضانماید.

1695 - اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه های وقتی را که کافر بوده قضانماید، ولی اگر مسلمانی کافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه های وقتی را که کافر بوده باید قضا نماید.

1696 - روزه ای که از انسان به واسطه مستی فوت شده باید قضا نماید، اگرچه چیزی را که به واسطه آن مست شده برای معالجه خورده باشد، بلکه اگر نیت روزه کرده و مست شده و در حال مستی روزه را ادامه داده تا از مستی خارج شده باشد، بنا بر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام کند و بعدا قضا نماید.

1697 - اگر برای عذری چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه وقت عذر اوبرطرف شده ، می تواند مقدار کمتر را که احتمال می دهد روزه نگرفته قضا نماید، مثلاکسی که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی داند پنجم رمضان از سفر برگشته یاششم ، می تواند پنج روز روزه بگیرد. و نیز کسی هم که نمی داند چه وقت عذر برایش پیدا شده ، می تواند مقدار کمتر را قضا نماید، مثلا اگر در آخرهای ماه رمضان مسافرت کند و بعد از رمضان برگردد و نداند که بیست و پنجم رمضان مسافرت کرده یا بیست و ششم ، می تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را قضا کند.

1698 - اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضای هر کدام را که اول بگیرد مانعی ندارد، ولی اگر وقت قضای رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، باید اول ، قضای رمضان آخر را بگیرد.

1699 - اگر قضای روزه چند رمضان بر او واجب باشد، و در نیت معین نکندروزه ای را که می گیرد قضای کدام رمضان است ، قضای سال اول حساب می شود.

1700 - کسی که قضای روزه رمضان را گرفته ، اگر وقت قضای روزه او تنگ نباشد، می تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل نماید.

1701 - اگر قضای روزه ماه رمضان شخص دیگری را گرفته باشد، احتیاط واجب آن است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.

1702 - اگر به واسطه مرض یا حیض یا نفاس ، روزه رمضان را نگیرد و پیش ازتمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه هایی را که نگرفته ، برای او قضا کنند، اگر چه مستحب است .

1703 - اگر به واسطه مرضی روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضای روزه هایی را که نگرفته بر او واجب نیست ، و باید برای هر روز یک مدکه تقریبا ده سیر است طعام ، یعنی گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.ولی اگر به واسطه عذر دیگری ، مثلا برای مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تارمضان بعد باقی بماند، روزه هایی را که نگرفته ، باید قضا کند، و احتیاطمستحب آن است که برای هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد.

1704 - اگر به واسطه مرضی روزه رمضان را نگیرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولی عذر دیگری پیدا کند که نتواند تا رمضان بعد قضای روزه را بگیرد، بایدروزه هایی را که نگرفته ، قضا نماید. و نیز اگر در ماه رمضان غیر مرض ، عذردیگری داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد، روزه هایی را که نگرفته ، باید قضا کند.

1705 - اگر در ماه رمضان به واسطه عذری روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر اوبرطرف شود و تا رمضان آینده عمدا قضای روزه را نگیرد، باید روزه را قضا کند وبرای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها هم به فقیر بدهد.

1706 - اگر در قضای روزه کوتاهی کند تا وقت تنگ شود و در تنگی وقت عذری پیداکند، باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد، بلکه اگر موقعی که عذر دارد، تصمیم داشته باشد که بعد از برطرف شدن عذر روزه های خود را قضا کند، و پیش از آن که قضا نماید در تنگی وقت عذرپیدا کند، باید قضای آن را بگیرد، و احتیاط واجب آن است که برای هر روز هم یک مد غذا به فقیر بدهد.

1707 - اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد از آن که خوب شد اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت داشته باشد، باید قضای رمضان آخر را بگیرد و برای هر روزاز سالهای پیش یک مد که تقریبا ده سیر است ، طعام یعنی گندم یا جو و ماننداینها به فقیر بدهد.

1708 - کسی که باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، می تواند کفاره چندروز را به یک فقیر بدهد.

1709 - اگر قضای روزه رمضان را چند سال تأخیر بیندازد، باید قضا را بگیرد وبرای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.

1710 - اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد، باید قضای آن را به جا آورد و برای هرروز دو ماه روزه بگیرد، یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند. وچنانچه تا رمضان آینده قضای آن روزه را به جا نیاورد، برای هر روز نیز دادن یک مد طعام لازم است .

1711 - اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد و در روز کاری که روزه را باطل می کندانجام دهد، مثلا چند مرتبه جماع کند، یک کفاره کافی است .

1712 - بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر باید قضای نماز و روزه او را به تفصیلی که در مسأله 1390 گفته شد بجا آورد، ولی قضای روزه مادر بر پسر واجب نیست .

1713 - اگر پدر غیر از روزه رمضان ، روزه واجب دیگری را مانند روزه نذرنگرفته باشد، باید پسر بزرگتر قضا نماید.

1694 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، قبل از مسأله 13712-228

1695 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، قبل از مسأله 1 ومسأله 13722-329

1696 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 23722-229

1697 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 63722-230

1698 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 93722-230

1699 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 93722-230

1700 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 273742-235

1701 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 273742-235

1702 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 123722-231

1703 - عروةالوثقى ،فى احکام القضاء، مسأله 133732-231

1704 - عروةالوثقى ،فى احکام القضاء، مسأله 133732-231

1705 - عروةالوثقى ،فى احکام القضاء، مسأله 143732-231

1706 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 143732-231

1707 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 153732-232

1708 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 163732-232

1709 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 153732-232

1710 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 143732-231

1711 - عروةالوثقى ،فى ما یتعلق بالکفارة، مسأله 23632-204

1712 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء، مسأله 193732-233

1713 - عروةالوثقى ، فى احکام القضاء،مسأله 263742-235



دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,675,156,457