خدمات تلفن همراه

تالار عمومی

  رخ

کی اینجا هست یا بود که از اشنایی باهاش خوشحال شدی!؟
1398/11/27 23:10 0`
کد: 689495
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  رخ

خوش امدی...به سلامت
1398/11/27 23:07 13`
کد: 689494
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  ترانه

منم دارم ميرم از اين برنامه خيلي خيلي خوشحال شدم از اشنايي با شما دوستاي خوبم خداحافظ همتوووووون :-*
1398/11/27 21:34 8`
کد: 689493
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
صبرخداپسند  صبرخداپسند

یه هفتس همش برف میاد یکسره هزارماشاالله برنعمت خدا
1398/11/25 21:38 37`
کد: 689490
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  رخ

یه سلام هم بر شاعر تنهای این برنامه ترانه ی شاعر
1398/11/25 20:43 44`
کد: 689489
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  رخ

کیا هستن دستا بالا
1398/11/25 20:42 56`
کد: 689488
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  رخ

سسسسسسلام..
1398/11/25 20:42 30`
کد: 689487
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  ترانه


یہ روز داشـــتم قدم ميزدم تو خيابوڹ
نميدونم کجای فلاڹ شهر
 يہ عابر که اصلا تو حال خودش نبود
محکم خورد بہ من
 گفــتم : هووو !! حواست کجاست بابا
يه نگا بهم کرد و آروم گفت:
عذر ميخوام خيلی داغــونم حواسم اصلا نبود..
منم که سرم درد ميڪنه با آدمای داغوڹ حرف بزنم
 گفتم :
حالا چی شده اينجوری بہ هم ريختہ ای ؟
يه نـــخ سيگار دراورد و فندك زد زيرش
 گفت: تا حالا عاشــق شدی ؟
گفتم هــــی ... کم و بيش..!
گفت تا حالا لُـــپت از نداری جلوش گل انداخته ؟
گفتم جَوونی و نداريـش ديگه...
گفت : من عاشق يه زڹ شوهر دارم...
حرفشو قطع کردم !
 گفتم : نگا کن داداش نداشتيم ديگہ !!!
تو این مورد نيستم!
نگام کرد گفت : امروز مُرد ...
خنديدم گفتم : بهتر بابا راحت شدی
حاجی خيلی ناجوره زڹ شوهر دار خدايـــــے !
يہ قطره اشك از گوشہ ی  چشـمش لــيز خورد و آروم گفت:
امروز بی مـــادر شدم...!
محکم بغلش کردم و گفتم: غلــط کردم!):



1398/11/24 22:45 30`
کد: 689486
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر
  علي مرادي

سلام فاطمه خانم هوای برفی عینک زدی? ?????????
1398/11/22 16:02 56`
کد: 689485
عضویت برای دسترسی به امکانات بیشتر

دفتر خدمات ویژه تبیان
مراجعه: 1,824,755,374